رواج خرافه توسط مدعيان دين ومذهب امري واضح مي باشد كافي است به يكي از مجالس مذهبي رفته تا با عمق فاجعه ربرو شد . امروز براي شركت در مجلس ترحيم يكي از بستگان توفيق اجباري نصيب مان شد تا با افاضات يك واعظ محترم سرمان گرم شود . اين روحاني در مجلس ختم از ائمه و سيره زندگي شان سخن مي گفت . ايشان در صحبت هايشان به روايتي اشاره كردند از سلمان فارسي . طبق ادعاي اين سيد ، روزي سلمان براي كاري به خانه پيامبر مي روند و درب منزل را مي زنند . حضرت فاطمه به پشت در مي آيند و سلمان با ديدن چادر وصله خورده آن حضرت متاثر شده و اشك از چشمانشان سرازير مي شود . سلمان مي گويد : آنقدر چادر حضرت وصله خورده بود كه پارچه اصلي چادر مشخص نبود و من از ديدن اين صحنه متاثر شدم و به پيامبر اعتراض كردم ولي پيامبر فرمود : ما براي اين جهان ساخته نشده ايم .
اين اگر خرافه نيست پس چيست؟ يادم مي آيد در كلاس اخلاق اسلامي دانشگاه روحاني محترم و استاد كلاس به مناسبت تولد فاطمه زهرا روايتي را عنوان كردند . ايشان گفتند كه روزي پيامبر در منزل بود كه جبرئيل نازل شد و به پيامبر عرض كرد كه امروز درب خانه را ببند و با ميوه هاي بهشتي كه از جنت آورده شده افطار كن . پيامبر امر خداوند را اجرا كردند و آن روز را با ميوه هاي بهشتي افطار كردند . خوب بعد چي شد؟جناب روحاني محترم در ادامه فرمودند كه آنشب پيامبر با حضرت خديجه همبستر شدند و به اين وسيله نطفه فاطمه با ميوه بهشتي بسته شده .
از اين موارد زياد است و در ظاهر هيچ كاري هم نمي توان كرد اما عمق فاجعه زماني است كه يك نفر از مقامات عالي مملكت به رواج خرافه بپردازد مثل شخص رئيس جمهور . هيچ كاري هم نمي توان كرد اگر روحانيي هم اعتراض كند به تند ترين شكل با وي برخورد مي شود . نمونه اش مطلب منتجب نيا در باره رئيس جمهور و عكس العمل نسبت به ايشان . خدا به خير كند سرنوشت اين كشور و ملت را با اين گونه افراد.
متن كامل یادداشت تند منتجب نیا در باره رئیس جمهور در روزنامه اعتماد ملی روز سه شنبه ۱۱/۴/۱۳۸۷
اين مطلب به دنبال طرح برخي مباحث خرافهگرايانه در سالهاي اخير در كشور نگارش يافته و به نقد اين انديشهها پرداخته است. كه در ادامه آن با طرح چند سوال از رئيسجمهور و استمداد از علما و مراجع تقليد آفات رواج اين خرافات گوشزد شده است. بدون شك علماي بزرگوار شيعه در طول تاريخ تشيع، پاسداران حريم عقايد و احكام اسلام و مذهب شيعه بوده و در برابر هرگونه كجانديشي و كجروي به شدت مقابله كرده و در اين راه جمع زيادي از بهترين آنان به شهادت رسيدهاند.
يكي از انحرافات و كجانديشيهاي ديني، ظهور بدعت در دين و افزودن به مفاهيم و احكام اسلام و مذهب توسط شيادان و فرصتطلبان بوده است كه به حكم «اذا ظهرت البدع فللعالم ان يظهر علمه و الا فعليه لعنه الله» عالمان ديني با تمام قدرت بدعتها و نوآوريهاي غيرديني به نام دين را زدوده و دست پليد بدعتگذاران را كوتاه كردهاند. از اين رو، سلاطين، پادشاهان و قدرتهاي جهاني تاكنون نتوانستهاند ساحت مقدس اسلام، تشيع و اهل بيت عصمت و طهارت را ملكوك و مخدوش سازند. يكي از عقايد شيعه كه ميتوانست وسيله سوءاستفاده شيادان واقع شود اعتقاد به اصل مهدويت و انديشه مترقي و حركتساز انتظار فرج است كه همه طرفداران اديان آسماني به نحوي اين عقيده را داشته و در انتظار منجي عالم بشريت ميباشند. در روايات رسيده از ائمه طاهرين عليهم السلام، ضمن تاكيد فراوان بر اصل مهدويت و بشارت قطعي به ظهور حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف، به منظور پيشگيري از هرگونه انحراف و سوءاستفاده افراد از اين عقيده ريشهدار، توصيههاي اكيدي به عمل آمده است، از جمله:
1- نهي از تعيين زمان ظهور آن حضرت و بيان اينكه اين امر از اسرار الهي است و كسي جز خداوند نسبت به آن آگاهي ندارد با اين عبارت كه «ما اهل بيت هرگز زمان ظهور را تعيين نخواهيم كرد» يا «دروغ ميگويند تعيينكنندگان زمان براي ظهور حضرت ! دروغ ميگويند...! دروغ ميگويند...!»
2- توصيه به تكذيب هر كسي كه ادعاي مشاهده و زيارت حضرت مهدي(عج) را بكند و او را كاذب و افترازننده معرفي كردن. ما در يادداشت قبلي برخي از روايات فوق را بهطور مستند از كتابهاي معتبر روايي نقل كرديم. نقل قولها و شايعات: از زمان روي كار آمدن آقاي احمدينژاد و دولت ايشان، در ميان خواص و اخيرا عامه مردم، يعني مردم كوچه و بازار مطالبي به نقل از رئيسجمهور و برخي معاونين و نزديكان ايشان، روي زبانها جاري است و بسياري از آن مطالب به صورت مستند و با ذكر زمان و مكان و گويندههاي آنها نقل ميشود. از باب مثال:
الف: در سال اول رياستجمهوري آقاي احمدينژاد، با دو واسطه نقل شد كه ايشان در سفر استاني به سيستان و بلوچستان و در پاسخ به اعتراض يكي از معاونين كه اعتبارات كشور محدود است و چرا اين همه وعدههاي دهها ميليارد توماني به هر شهر داده ميشود، گفته است: «نگران نباشيد دو سال ديگر امام زمان (عج) ظهور ميكند و همه مشكلات را حل ميكند.»
ب: نمايندهاي از شوراي اسلامي، نقل ميكرد روزي در ملاقات رئيسجمهور با مقام معظم رهبري ايشان نسبت به اظهاراتش و وعده ظهور حضرت در دو سال ديگر مورد اعتراض شديد رهبري واقع شد و در جواب گفت: «كساني كه با ايشان در تماس هستند، گفتهاند» و پس از خروج از دفتر رهبري، اظهار كرده است: «ايشان تصور ميكند من رئيسجمهور او هستم، من رئيسجمهور امام زمان(عج) ميباشم.»
ج: پس از سفر به نيويورك و شركت در اجلاس سازمان ملل، در ملاقات با آيتالله جواديآملي، اظهار كرده است: «هنگام سخنراني هالهاي از نور اطراف سر و صورت خود مشاهده كردم و همه مخاطبان ميخكوب شده و مجذوب من گرديدند» كه مورد انتقاد و بياعتنايي آيتالله جواديآملي قرار گرفت و سيدي اين ملاقات در سطح وسيع در ميان مردم پخش شده است.
د: بين خواص شايع است كه گاهي سر سفره خوراك، يك بشقاب و قاشق و چنگال را در جاي خالي كنار گذاشته و اظهار ميكنند اين براي آقا امام زمان است.
هـ: شخصي نقل كرده است، روزي يكي از نزديكان رئيسجمهور من را دعوت به شركت در نماز جماعت آقا كرد و من به تصور اينكه امام جماعت، مقام رهبري است با او به محلي رفتيم. وقت نماز مشاهده كردم صف نماز تشكيل شد در حالي كه امام جماعت حضور ندارد و فقط سجادهاي پهن است، وقتي سوال كردم كه رهبري كي تشريف ميآورند؟ گفتند: هيس ! امام جماعت، حضرت ولي عصر(عج) است.
و: اخيراً بارها در اظهارات رئيسجمهور، معاونين، مشاورين و... اين جمله فراوان به كار ميرود كه اين دولت را امام زمان(عج) مديريت يا اداره ميفرمايد. و موارد فراوان ديگر.
ز: در روزهاي گذشته آقاي رئيسجمهور كساني را كه هاله نور را انكار ميكنند به مخدوش بودن عقيده متهم كرده است و مشاور رئيسجمهور در امور روحانيت طي مصاحبهاي، از تقدير و تشكر مراجع عظام و علما و روحانيون از رئيسجمهور در خصوص مورد عنايت ولي عصر(عج) بودن و استقبال فضلا از سخنان رئيسجمهوري، حكايت كرده و منتقدان را به «مشكل داشتن در اصل مهدويت» و «ترديد در اعتقاد به ولي عصر (عج)» متهم كرده و دستور داده است كه «بايد در اعتقادات خود تجديدنظر كنند.»
چند سوال از رئيسجمهور:
صرفنظر از اينكه چنين شايعاتي چگونه اعتقادات مردم و نسل جوان را تضعيف ميكند و مورد استهزا و تمسخر دستگاههاي تبليغاتي بيگانه و دشمنان اسلام و تشيع قرار گرفته است و قطع نظر از اينكه نتيجه اين سخنان، انتساب همه ضعفها، كاستيها، سوءمديريتها، افزايش تورم و گراني و... به حضرت وليعصر(عج) ميباشد و اين بزرگترين ظلم و جفا و توهين به ساحت آن حضرت است.
1- آيا اين نقل قولها و شايعات در محافل خصوصي و عمومي راست است يا دروغ؟ خواهش ميكنيم خيلي صريح و شفاف پاسخ دهيد و از كليگويي يا فرافكني يا متهم كردن ديگران پرهيز كنيد.
2- اگر حتي يك مورد آن راست و صادق است شما اين عقيده را كه برخلاف نظريه همه علماي شيعه از صدر تاكنون است، از كجا آوردهايد و در برابر آن همه روايت معتبر و فرمايشات بزرگان شيعه چه پاسخي داريد؟
3- اگر راست است، مقصود شما از بيان اين مطالب غيرواقعي چيست؟ آيا تصور ميكنيد اين سخنان، ميتواند نارضايتي و اعتراضات مردم را نسبت به گراني، تورم و سوءمديريت دولت توجيه كند؟
4- اگر راست است، پس از گذشت 3 سال و كذب بودن اين وعدهها، مسوول مخدوش شدن عقايد مردم و جوانان چه افرادي خواهند بود؟!
چند سوال از مراجع تقليد و فضلا:
1- آيا دستور فرمودهايد درباره اين نقلقولهاي شايع و رايج بررسي كنند؟!
2- آيا به نظر مبارك آقايان تمامي اين نقلها دروغ و كذب است؟!
3- اگر حتي يك مورد از اين ادعاها، صحت نقل داشته باشد، آيا جاي آن نيست كه در برابر آن با شدت و قاطعيت ايستادگي كنيد و از حريم عقايد اسلامي و شيعي ناب پاسداري فرماييد؟
4- آيا نقل قول مشاور رئيسجمهور، مبني بر "استقبال فضلا از سخنان رئيسجمهوري و تقدير مراجع عظام، علما و روحانيون از رئيسجمهور در خصوص مورد عنايت حضرت وليعصر(عج) بودن" صحيح است يا دروغ؟
5- اگر صحيح است چرا؟ و اگر دروغ و تهمت است چرا تكذيب نميفرماييد؟!
در ماه گذشته تهران ميزبان خاوير سولانا بود ظاهرا طرف حامل بسته اي براي ايران بود و در طرف مقابل ايران هم بسته اي تحويل اين مقام ارشد غربي داد . ظاهرا مذاكرات دو طرف فرسايشي شده و به نظر مقامات سياست خارجي كشورمان دارند وقت گذراني ميكنند يا مي خواهند اين مذاكرات را مشمول مرور زمان بكنند تا شايد در انتخابات آمريكا دمكراتها راي بياورند و از فشار بر ايران كمي كاسته شود .در حال حاضر دولت ما در موضع قدرت قرار ندارد و با اين گند كاريهاي داخل كشور هر روز بر موضع ضعف نيز افزوده مي شود حال با اين وضعيت مقامات لجبازي هم مي كنند و در اقدامي انقلابي شروع به كندن قبر هم براي متجاوزين احتمالي نموده اند .
اين شرايط مرا به ياد داستان «قاضي شاخ دار» انداخت :
«در زمان خلافت « حاكم بامرالله» يك شخص منصب قضاوت را عهده دار بود كه در موقع قضاوت كلاهي برسرش داشت كه روي آن كلاه دو شاخ نصب كرده بود . هدف از اين كار تنبيه هر يك از طرفين دعوا بود كه معاند و لجباز بودند . خليفه اين مطلب را شنيد و يك روز به ديدن قاضي رفت و دليل اين كار را جويا شد . جناب قاضي از خليفه خواست كه يك روز پشت پرده بنشيند تا به درجه لجبازي و كودني جماعت پي ببرد در همين اثنا دو نفر آمدند كه يكي از ديگري صد دينار طلب داشت و طرف نيز معترف بود اما مي خواست به اقساط بپردازد . قاضي نخست پيشنهاد كرد ماهي ده دينار بدهد بدهكار نپذيرفت، وسپس دو دينار و يك دينار آنگاه نيم دينار در ماه ، باز هم بدهكار اظهار عجز كرد قاضي پرسيد پس چه مبلغ مي تواني بپردازي؟ بدهكار پاسخ داد : سالي ربع دينار آن هم به شرطي كه طلبكار را زنداني كني ، چه اگر از پرداخت عاجز شوم و وي آزاد باشد ، مرا بكشد .
در اين موقع خليفه از قاضي پرسيد : اين را چند شاخ مي زني؟ قاضي پاسخ داد : يكي ، خليفه گفت : دو بار شاخش بزن ، يا يكي تو بزن و يكي هم من.*»
* ادب القاضی/ تالیف ابی العباس احمد بن احمد ابن القاص الطبری الشافعی؛ تحقیق احمد فرید المزیدی.-- بیروت: دار الکتب العلمیه،۲۰۰۷ . ص 22
یک فامیلی داریم که پیرمرد وارسته و صاحب فضیلتی می باشد تکیه کلام این حاج آقا در برابر وقایع و اتفاقات تلخ و شیرین روز همیشه یک جمله می باشد که می گوید : « انشا الله که خیر است » . بعد از خواب اصحاب کهفی جناب شیخ کروبی در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 و انتخاب احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور ، خیلی ها به حق نگران وضعیت به وجود آمده بودند ولی در همین نگرانی به جا و آینده نگرانه به ظاهر خیر هایی نیز وجود دشته و همیشه جمله آن پیرمرد وارسته را به یاد می آورم .
جدا از شاهکارهای احمدی نژاد در مملکت داری که نیازی به هیچ توضیح ندارد وقایع این چند مدت اخیر امسال نوعی امیدواری را به وجود آورده . در زمان اصلاحات کوچکترین صدای افشاگرانه با واکنش شدید مواجه می شد و افرادی مثل گنجی یا باقی به خاطر همین افشاگری های خود روانه زندان شدند ، ولی در این یک ماه اخیر سخنان شخصی به نام پالیزدار باعث تقابل دو گروه از تندرو های حاکمیت علیه هم شده .
واکنش به اقدامات دادستان تهران ( جناب مرتضوی ) در بازداشت عده ای و همچنین بازرسی منزل نماینده مجلس و اعتراض شدید به این عالی جناب نوید بخش حرکتی جدید در اعتراض به اقدامات شخص مرتضوی می باشد . نامه به رئیس قوه قضائیه و تقاضای محاکمه نامبرده توسط عده ای از اصولگرایان شاید در مخیله کسی نمی گنچجید ولی این یکی از خیرهای دولت احمدی نژاد می باشد . امید می رود که این روند ادامه یابد و دادستان محترم جوابگوی بسیاری از اقدامات خود در سالهای گذشته (نظیر توقیف مطبوعات آزاد اندیش ) باشد .
نامه 600 تن از فارغ التحصیلان دانشگاه ها برای محاکمه مرتضوی در ادامه مطلب
ویلفردو پارتو جامعه شناس ایتالیایی در رساله خود در باب سیاست ، سیاستمداران را به دو گروه شیر صفت و روباه صفت تقسیم می کند . به نظر وی مردان سیاست باید با تدبیر بوده و بیشتر با صبر و حوصله به دنبال اهداف خود باشند و در نتیجه توصیه می کند که سیاستمدار خوب باید روبه صفت باشد . البته زمانه زندگی پارتو در سالهای میانی سده 1800 میلادی با امروز فرق می کرد و الان نمی توان همان قانون را در جامعه امروز تعمیم داد . به نظر نگارنده در شرایط امروز و وضعیت ضعیف جماعت اصلاح طلب وجود یک سیاستمدار شیر صفت برای انتخابات سال آینده ریاست جمهوری ضروری می باشد اگر خاتمی در خرداد 76 با نتیجه خیره کننده موفق به راهیابی به راس قوه مجریه گردید ، یک دلیلش وجود افرادی مثل کروبی در دوران قبل از ماراتن انتخابات بود . شرایط امروز اجتماعی ایران با آندوره زیاد فرق می کند و یک دلیلش وجود سیاستمداری پوپولیست در کاخ ریا ست جمهوری می باشد شرایط ضعیف اقتصادی اکثریت جامعه و همچنین پیشینه نه چندان خوب اقتصادی رقیب در تیر 84 باعث موفقیت احمدی نژاد در برابر هاشمی گردید و اصلاح طلبان برای موفقیت نیاز به شخصی دارند که دارای شهامت و زبان تند باشد و متاسفانه خاتمی دارای چنین خصوصیاتی نمی باشد . اصولا خاتمی یک انسان فیلسوف و با فرهنگ بوده که به درد سیاست کثیف این مملکت نمی خورد و چنین اشخاصی باید در جامعه دارای خصوصیت مدنی بالا در راس قدرت قرار بگیرند . از طرف دیگر عملکرد احمدی نژاد در دوران ریاست جمهوری شخصی را را برای رقابت می طلبد که شبیه خودش باشد و شخص کروبی قدرتمند ترین فرد در این حوزه می تواند باشد . شاید اصلاح طلبان بخواهند نامهای دیگری مثل شیخ عبدالله نوری یا مهاجرانی را بخواهند برای هزینه کردن نظام به صحنه بیاورند ولی نباید از یاد برد که نحوه برخورد حاکمیت با این دو نفر ، آنان را چندان برای آمدن ترغیب نخواهد کرد و از طرف دیگر عناصر افراطی در نهاد های نظارتی شبیه شورای نگهبان تا کنون بارها با عملکرد خود این واقعیت را عنوان داشته اند که هیچ ابایی از به خطر انداختن مشروعیت نظام در عرصه بین الملل نداشته و نخواهند داشت و اصولا آنان برای افکار عمومی بین الملل ارزشی قایل نیستند . کروبی سیاستمدار شیر صفتی است که به راحتی میتواند از فیلتر نظارت شورای نگهبان بگذرد سخنان وی بعد از شکست در انتخابات 84 و انتقاد تند وی از عملکرد فرزند ارشد ترین شخص حاکمیت ، نشان از در حاشیه امن بودن وی از هر گونه تهدید قضایی در نظام می باشد . هرچند کروبی در کارنامه سیاسی خودش دارای نکاتی تاریک در عملکردش به خصوص در دوران ریاست مجلس ششم می باشد( نظیر قانون مطبوعات) و از طرف دیگر اظهار نظرهای وی در آستانه انتخابات مجلس هشتم در باره تندروی های اصلاح طلبان در مجلس ششم ، با استقبال رسانه های تندرویی نظیر کیهان قرار گرفت ، ولی نامبرده دارای شجاعتی مثال زدنی در مخالفت با افراطی گری های جناح حاکم می باشد و شخص دیگر در عرصه سیاسی امروزین ایران واجد چنین خصوصیاتی نیست و اگر هم باشد صدایش با سرعت خاموش می شود .
نکته دیگری که انتخابات سال آینده را خیلی مهم کرده همزمانی انتخابات شورا با ریاست جمهوری می باشد و اگر اصلاح طلبان شخص قدرتمندی را روانه این کارزار بکنند می توانند کرسی های شوراهای شهری و روستایی را هم به راحتی تصاحب بکنند.
بدون هیچ توضیح اضافی:
« در روزنامه سمنان نوشته اند كه در ايراج، كه محال جندق است ، سربازي شيردل نام فوت شده بود . او را غسل دادند. بعد از غسل خواستند كه از روي تخته برداشته كفن نمايند ، ناگاه از روي تخته حركت كرده ، نشسته به خويشان خود گفت : برويد محمدرضا بيك كدخدا را حاضر نماييد. رفته او را آورده بودند و ميت گفته بود كه ده تومان از فلان شخص دزديدم .هفت تومان آن را ملك خريده ام و سه تومان را هم الاغي خريده ام و الاغ را فرستاده ام گندم بياورد . آن ملك و آن الاغ را به صاحب تنخواه بدهيد . بعد از اتمام اين گفت و گوها دراز شده و دوبار به حالت مرگ عود كرده است»
*روزنامه وقايع اتفاقيه به تاريخ جمعه دهم جمادي الاول سنه 1267 نمره ششم
« زوجه جناب امام جمعه مشهد كه دختر تهماسب خان تيموري بوده، وفات يافته . از قراري كه نوشته بودند ، هشت روزي دهانش بسته دشده بوده كه نه مي توانسته غذا بخورد و نه قادر به حرف زدن بوده است . روز نهم فوت شده و مشهور بوده كه به بد زباني موصوف بوده و مردم را لسانا اذيت و آزار مي رسانده است »
*روزنامه وقايع اتفاقيه به تاريخ جمعه غره شهر جمادي الثاني 1267نمره نهم
محصل كه بوديم يك شعر در درس ديني آن زمان داشتيم با اين مضمون: ابر وباد و مه خورشيدو فلك در كارند تا تو .................................
حال حكايت دولت اصولگرا و حزب الهي شارژ شده با هاله نو ر و مجلس هفتم سابق تاييد شده با امضاي امام زمان مي باشد كه همه عوامل دست به دست هم داده اند تا اين ها را ضايع كنند . اول از جناب اسفنديار مشايي شروع شد كه يك هو ناغافل فيلم حضور قهرمانانه وي در يك مجلس فرهنگي حركات موزون در تركيه پخش شد بيچاره خبر نداشت الان بشر در قرن ارتباطات و فن آوري زندگي مي كند و با پيشرفت همه جانبه علم در همه زمينه ها ديگر آدمي اطمينان نمي كند به دست شويي برود البته در كشور هاي ديگر اين مسائل حل شده ولي در ايران كه به خاطر دست دادن خاتمي با يك خانم يك عده خودشان را جر دادند و كفن پوشان شروع به متر كردن خيابان نمودند ، افراد حكومتي بايد خيلي مواظب خودشان ياشند .
بعد از جناب اسفنديار خان نوبت سردار زارعي رسيد كه نامبرده ظاهرا مشغول درس دادن در كلاس آموزش احكام به يك عده خانم تا حدودي كم لباس بوده كه دستگير مي شود و بعد از پنج ماه با لطا يف الحيل پرونده اش ماست مالي شده و ظاهرا وي آزاد شده و دراد مدارك برائت خود را جمع آوري مي نمايد .
در آستانه تعطيلات عيد هم اين قزوين بود كه افتخار ضايع شده دولت را با سرافرازي بر عهده گرفت و جناب معاون استاندار در يك عمليات تعقيب گريز جيمز باندي و با شليك هفت گلوله به ماشينش ، به همراه يك خانم جوان و با حالتي شرم آور دستگير گرديد و تا جايي كه مي توانست كتك را از جناب ماموران خورد كفن پوشان هم در تعطيلات عيد بودند و گرنه همين عباسپور خودمان (نماينده آوج) مثل حمله به سحابي و همفكرانش در خانه مرحوم زر افشان ، اقدام به عمل انقلابي مي نمود .
نمايندگان مجلس هفتم سابق و هشتم فعلي هم براي عقب نمانده از قافله ضايع كنندگان شروع به تلاش نمودند و در نهايت دو نفرشان به علت مشكلات اخلاقي روانه زندان شدند . يكي از اين جنابان چند دروه نماينده مجلس و قبل از آن هم فرمانده سپاه شهرشان بوده
و درنهايت يكي از كاركنان وزرارت علوم در يك عمل جسورانه ظاهرا قصد تعرض به يك خانم را در دانشگاه زنجان داشته كه توسط يك عده آدم بي كار دستگير شده و هم اكنون در زندان به سر مي برند .
خوب به راحتي مي توان گفت همه اي نها يك توطئه مي باشد و در جمهوري اسلامي تئوري توهم توطئه طرفدداران زيادي دارد و معمولا بعضي حضرات براي كم نياوردن و ضايع نشدن سراغ اين نظريه مي روند به نظر من هم شايد در بعضي جاها پاي توطئه گران را هم مي توان احساس كرد ولي نكته مهم عكس العمل سينه چاكان ارزش مدار مي باشد خوشبختانه در طول هشت سال دولت اصلاحات از اين گونه موارد در قوه مجريه اتفاق نيفتاد و طول عمر مجلس ششم هم نماينده اي به خاطر اين موارد بازداشت نشد وگرنه سينه چاكان كفن پوش چه كارها كه نمي كردند بدبخت مهاجراني را را به خاطر ازدواج مجدد رسوا كردند آن هم شرعي ولي افرادي مثل كيهان نشينان امروزه مهر سكوت برلب زده اند و ظاهرا منتظر اثبات اتهام هستند تا آبروي فرد مومن را نبرند . مطبوعات هم كه جرات نمي كنند به اين موضوعات بپردازند مي ماند اينتر نت و سايت هاي فيلتر شده .
در نظر برادران ارزشي يك فرد در يك مقام بايد همه كاره باشد و فقط متعلق به اصلاح طلبان نباشد . در زمان مشروطيت و مخالفت بعضي از علما با آن و همداستانی با محمد شاه مستبد مرحوم فضل الله نوري حكم دادند كه : زنا بكنيد ولي مشروطه خواه نباشيد حال در دولت كنوني اين نظريه شيخ اين طور استناط مي شود: زنا بكنيد ولي اصلاح طلب نباشيد
شرح دقیق ماجرای دانشگاه زنجان را در ادامه مطلب ملا حضه فرمایید
پشت حرم حضرت زینب در زینبیه دمشق گورستانی است محصور در میان دیوار های نه چندان بلند . هر از گاهی گروه هایی از زایران ایرانی از ورودی آن وارد شده و به گوشه این گورستان می روند اکثر این زایران این گوشه را زیارتگاهی می دانند همانند سایر مقبره های موجود در سوریه .
ولی این محل فرق می کند با سایر زیارتگاههای دیگر .در این محل کسی آرمیده است که نوشته ها و سخنرانی هایش نقش مهمی در بروز انقلاب ایران در سال 57 داشت . کتاب های این پیکر امانت داده شده به خاک سوریه ، در اوایل انقلاب به تیراژ میلیونی هم رسید .
بر روی دیوارهای این مزار یادگارهای زیادی از عاشقان این دکتر شهید مانده است که همه نشان از محبوب ماندن وی پس از سالهای طولانی از مرگش می باشد
شریعتی هنوز هم محل مجادله است میان طرفدارانش و منتقدانش . در حالیکه بسیاری از دوستدارانش وی را مخالف روحانیت امروزی می دانند ، در مقابل عده ای هم هستند که در پی رفع این ادعا و اثبات تایید این قشر از جامعه از طرف دکتر می باشند .
نمی دانم بگویم کدام یک از کتابهای دکتر را بیشتر دوست دارم .چون همه آنها خوب و قابل تعمق هستند .
یادم می آید دردانشکده حقوق و علوم سیاسی تهران جوانی شیرازی بود که کتاب «علی» دکتر را هفتاد بار خوانده بود و هنوز هم مشتاق دوباره خواندن آن بود .
طرحی از زندگی دکتر پوران شریعت رضوی را یک شبه خواندم و از زندگی دکتر درسها اموختم.
«کویر» را دوست دارم نمی دانم چرا شاید بخاطر نثر زیبایش .
کویر انتهای زمین است پایان سرزمین حیات، در کویر گویی به عالم دیگر نزدیکیم . کویر صحرای بیکرانه عدم است . خوابگاه مرگ،جولانگاه هول . راه تنها یه سوی آسمان. کشور سبز آرزوها و...............
رسانه ملی هم امسال مثلا سنگ تمام گذاشت برای سالگرد مرحوم شریعتی و در اخبار 22 شب اشاره ای گذرا به این معلم شهید داشت . جالب اینجاست که به خانه آن مرحوم و زادگاهش وسایر جاها که به نوعی با شریعتی ارتباط داشت سر کشیدند و لی سراغ یادگارهای دکتر و همسرش نرفتند گویی وی در بی کسی مرده و هیچ خانواده ای نداشته.
یادش گرامی
چنین گفت زرتشت نام کتابیاست که فریدریش نیچه فیلسوف زبان و فرهنگشناس آلمانی آنرا نگاشتهاست. این کتاب حالت داستانگونه دارد و قهرمان اصلی آن شخصی به نام «زرتشت» است. نیچه در این کتاب عقاید خود را از زبان این شخصیت بیان داشتهاست. نیچه، چنین گفت زرتشت را «کتابی برای همه کس و هیچ کس» هم نامیدهاست.
* مؤمنان همهي دينها را بنگريد! از چه كس از همه بيش بيزارند؟ از آن كس كه لوح ارزشهاشان را درهم شكند، از شكننده، از قانونشكن: ليك او همانا آفريننده است!33
* در ميان افسانهسرايان و شوريدگان خدا همواره مردم بيمار بسيار بودهاند. آنان را از مردم دانا نفرتيست خشمآگين، و نيز از آن جوانترين فضيلتها كه ناماش «راستي» ست.44
* من دستگيرهاي در كنارهي رودام، آن كه توانِ درآويختنام را دارد، درآويزد! اما، چو بپاي شما نيستم.51
* اين كه هركس خواندن تواند آموخت، سرانجام نه تنها نوشتن كه انديشيدن را نيز تباه خواهد كرد.52
* چون راه رفتن آموختم، به دويدن پرداختم. چون پرواز كردن آموختم، ديگر براي جنبيدن نياز به هيچ فشاري ندارم.
اكنون سبكبارم، اكنون در پرواز؛ اكنون ميبينم خويشتن را در زير پاي خويش؛ اكنون خدايي در من رقصان است.53
* زرتشت درختي را كه جوان [اي] كنارش نشسته بود، گرفت و چنين گفت: «تكان دادن اين درخت با دست آسان نيست. اما باد ناپيدا بر آن زور ميآورد و به هر سوكه خواهد ميخفانَدَش. دستهايِ ناپيدا از همه سختتر به ما زور ميآورند و ما را ميخفانند».54
* كارهاي بزرگ را همه دور از بازار و نامآوري كردهاند. پايهگذاران ارزشهاي نو هميشه دور از بازار و نامآوري زيستهاند.64
* تو را به خاطر تمام فضيلتهايت كيفر ميدهند و آنچه به تو ميبخشايند تنها لغزشهاي توست.65
* و نيز اين مَثَلي است براي شما: چه بسيار كسان كه ميخواستند ديوشان را از خود بيرون كنند و خود به گراز تبديل شدند.67
بقیه در ادامه مطلب

شاید خیلی از جوانان امروز افرادی که نقش عمده ای در جریان تحولات نیم قرن اخیر را در ایران داشته اند نشناسند و این امر خیلی طبیعی می باشد چون جوانان امروز زاده دو دهه اخیر می باشند یکی از روشهای آشنایی با افراد ذکر شده مطالعه زندگی نامه آنها می باشد .
اخیرا کتابی را مطالعه کردم و از مطالعه آن هم خیلی لذت بردم و آن خاطرات مرضیه حدید چی دباغ بود .این خانم سه دوره نماینده مجلس بوده و در اوایل انقلاب فرمانده سپاه همدان بود. وی در جریان نامه نگاری به صدر هیات رئیسه اتحاد جماهیر شوروی ، جزء هیات سه نفره به همراه جوادی آملی و محمد جواد لاریجانی بود. در قبل از انقلاب هم مدتی در زندان به سر می برد که در زندان با دونفر هم بند بوده که جالب می باشد یکی خانم عصمت السادات نصری و دیگری سوسن حداد عادل.
خانم عصمت السادات نصری خواهر مهندس نصری استاندارفعلی قزوین ، به خاطر هم کلاس بودن با دختر حدید چی دباغ و پخش اعلامیه های امام خمینی باز داشت می شود و مدتی در زندان به سر می برد که در نهایت آزاد می گردد نامبرده در سال 1354 با مهندس مرتضی نبوی ازدواج می کند و متاسفانه در سال 1362 دار فانی را وداع می کند.
سوسن حداد عادل ( متولد 1337) خواهر غلا معلی حداد عادل رئیس سابق مجلس می باشد که در زمان فعالیت سیاسی اش ظاهر جذب مجاهدین می شود و مدتی را هم در زندان به همراه دباغ و سایرین به سر می برد .
در کتاب مطالب جالب دیگری هم وجود دارد که حتما باید آن را خواند و قضاوت کرد . خانم دباغ با شهامت خیلی از مسایل را بیان کرده من جمله تند روی های اوایل انقلاب خود و گروهش را و قضاوت را به خواننده می سپارد .
در جریان انتخابات مجلس ششم یکی از راه یافتگان شیراز ، خانم طاهره رضا زاده ( همسر اصغر زاده معروف که خود رد صلاحیت شده بود و عجیب اینکه در مجلس هشتم تایید صلا حیت شد ) اعلام داشت که با پوشش مانتو می خواهد وارد مجلس بشود در این میان یک خانم اعتراض کرد و اعلام داشت جلوی این کار را می گیرد ( که البته نتوانست ) و آن خانم کسی نبود جز مرضیه حدید چی دباغ . در صفحه 238 کتاب خانم دباغ می گوید :
« به یاد دارم روزی ....... با همان وضعیت و ظاهر همیشگی یعنی با پوشش مانتو و شلوار و مقنعه خدمت امام رسیدم . حضرت امام در این دیدار خیلی راحت به من گفتند « شما چرا چادر ندارید ؟ بگویم احمد برایتان بخرد » عرض کردم « حاج آقا چادر دارم ولی نمی شود با اسلحه و قطار فشنگ و با تجهیزات دیگر از کوه و تپه بالا رفت . » امام فرمودند : « حالا که شما دارید توی شهر کار می کنید » و این تذکر امام برای من ملکه شد تا در تمام اوضاع و احوال و در منظر جامعه با پوشش کامل چادر وارد شوم»
یکی از بستگان که برای انجام کاری به قزوین آمده بود از تغییرات ناگهانی هوا در این شهر اظهار تعجب می کرد . به راستی هم در بعضی مواقع تغییرات در آب و هوای قزوین خیلی سریع و ناگهانی صورت می پذیرد بطور مثال هوای آفتابی گرم به یکباره به هوای طوفانی و رعد و برق مبدل می شود شاید خاصیت هوای بهاری اینگونه می باشد . یادم می آید در کلاس استاد قافله باشی صحبت از این ویژگی منطقه شد و ایشان یک شعر را از شاعری که نامش یادم نمانده، در وصف این خاصیت آب و هوایی سرودند که در نوع خود جالب توجه می باشد :
دیوانه شهر هاست قزوین هر لحظه به یک هواست قزوین.
